آنچه در ادامه میخوانید خاطراتی از همراهی رهبر انقلاب و شهید بهشتی از زبان آیتالله محمدعلی موحدی کرمانی است که پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب، آن را منتشر نموده است:
ادامه مطلب فراموش نشه
ادامه مطلب...
این نوشتار حاصل بیش از پنجاه مصاحبه از خانواده، یاران و دوستان آن شهید است که همگی نگارنده را در گردآوری این مجموعه ارزشمند یاری رساندند.(مقدمه کتاب)
«سلام بر ابراهیم» کاری است از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی که در قالب زندگینامه ای مختصر و 69 خاطره درباره شهید بزرگوار و مفقود الاثر «ابراهیم هادی» منتشر شده است.
شهید هادی در یکم اردیبهشت ماه سال 36 دیده به جهان گشود و پس از بیست و هفت سال زندگی پر فراز و نشیب، در عملیات والفجر مقدمّاتی در منطقه فکه، بیست و دوم بهمن سال 61 به درجه رفیع شهادت نائل آمدند و همانطور که از خداوند می خواست، پیکر پاکش در کربلای فکه گمنام ماند.
دو خاطره از مفقود شدن شهید هادی را تقدیم خوانندگان عزیز می کنیم:

برای دیدن یکی از بچّه ها به بیمارستان رفتیم، رضا گودینی هم اونجا بود. وقتی که رضا رو دیدم انگار که داغش تازه شده باشه بلند گریه می کرد. بعد گفت: "بچّه ها دنیا بدون ابراهیم برا من جای زندگی نیست. مطمئن باشید من تو اولّین عملیات شهید می شم".
یکی دیگه از بچّه ها گفت: "ما نفهمیدیم ابراهیم کی بود. اون بنده خالص خدا بود که اومد بین ما و مدّتی باهاش زندگی کردیم تا بفهمیم معنی بنده خالص خدا بودن چیه" یکی دیگه گفت: "ابراهیم به تمام معنا یه پهلوان بود یه عارف پهلوان"

تا اینکه یکبار دیدم مادر اومده داخل اتاق و روبروی عکس ابراهیم نشسته و اشک می ریزه. اومدم جلو و گفتم: "مادر چی شده؟"
گفت:
من بوی ابراهیم رو حس می کنم. ابراهیم الآن توی این اتاقه، همینجا و... "
وقتی گریه اش کمتر شد گفت:
"من مطمئن هستم که ابراهیم شهید شده".
مادر ادامه داد: "ابراهیم دفعه آخر خیلی با دفعات دیگه فرق کرده بود، هر چی بهش گفتم: بیا بریم، برات خواستگاری، می گفت: نه مادر، من مطمئنم که بر نمی گردم. نمی خوام چشم گریانی گوشه خونه منتظر من باشه"
چند روز بعد مادر دوباره جلوی عکس ابراهیم ایستاده بود و گریه می کرد. ما هم بالاخره مجبور شدیم به دایی بگیم به مادر حقیقت رو بگه. آن روز حال مادر به هم خورد و ناراحتی قلبی او شدید شد و در سی سی یو بیمارستان بستری شد.

سال های بعد وقتی مادر را به بهشت زهرا می بردیم بیشتر دوست داشت به قطعه چهل و چهار بره و به یاد ابراهیم کنار قبر شهدای گمنام بشینه، هر چند گریه برای او بد بود. امّا عقده دلش رو اونجا باز می کرد و حرف دلش رو با شهدای گمنام می گفت.
« مور این وادی سلیمان را ضیافت می کند»
دست پخت فاطمه نان است و نانش جذبه است
هر که شد یکبار سائل کم کم عادت می کند
حضرت جبریل یک جلوه است ، ذاتا وحی را....
....فاطمه تا قلب پیغمبر هدایت می کند
فرشیان... نه عرشیان هم رو به او می ایستند
در میان خانه اش وقتی عبادت می کند
مرتضی بر فاطمه یا فاطمه برمرتضی !!!
کیست که بر دیگری دارد امامت می کند؟!
هرچه مولا مدح خود را کرد مدح فاطمه است
آینه از شان همتایش حکایت می کند
روز محشر که بیاید کار دست فاطمه است
مرتضی می ایستد ، زهرا قیامت می کند***
رشته ای از چادرش هم دست ما باشد بس است
رشته ای از چادرش ؟!....آری... شفاعت می کند
بيش نمانده يک نفس تا دم صبح روي او
زود رسد به بام ما مهر رخ نکوي او
شام سيه سپر شود حال جهان دگر شود
مژده دگر به سر شود خواهش و جستجوي او
جلوه کند بر اين جهان طلعت صاحب الزمان
زود رسد به عاشقان لحظه گفتگوي او
زود رسد به آسمان مهر رخش شود نشان
دل برسد به دلستان ميرسد آرزوي او
وه که چه خوش زمان شود دولت عاشقان شود
دل همه جاودان شود ساکن باغ کوي او
تا که رخش عيان شود روشني جهان شود
مرغ دلم جوان شود پر بکشم به سوي او
خوش نفسي که بينمش همچو جوانه چينمش
خوش سخني که گوش جان بشنود از گلوي او
نخستین موضوع این سلسله از گفتگوها، به مساله "ضرورت طرح مباحث مهدویت" اختصاص دارد که با حجتالاسلام والمسلمین «روحالله شاکری» دکترای کلام اسلامی، مدیر گروه کلام دانشگاه تهران (پردیس قم) و استاد مرکز تخصصی مهدویت به گفتوگو نشستیم که قسمت نخست آن هفته گذشته تقدیم خوانندگان گرامی شد. این هفته، قسمت دوم این گفتوگوی مشروح از نظر میگذرد.
ادامه مطلب...
حضرت امام موسي كاظم(ع) فرمودند: "افضل العباده بعد المعرفه انتظار الفرج"؛ بهترين عبادت بعد از شناختن خداوند، انتظار فرج و گشايش است. اين حديث بيانگر اين نكته بسيار مهم است كه "معرفت و شناخت ذات اقدس الهي" و "انتظار" جزو بااهميتترين عبادتها بوده و در كنار هم قرار دارند، لذا اگر جامعه اسلامي ما كه امروز نياز به كمال و رشد معنوياش بيش از هر زمان ديگري است، بخواهد به اهداف متعالي انقلابي و اسلامي خود كه همان "جامعه مهدوي" است دست يابد، بايد اين 2 امر را در صدر رويكردهاي معنوي و عبادي خود قرار دهد. امروز ريشه بسياري از مشكلات و چالشهايي كه در حوزه سياسي و اقتصادي و بويژه فرهنگي و اجتماعي در جامعه شاهد هستيم را بايد در عدم توجه جدي به اين 2 موضوع جستوجو كنيم. بسياري از مفاسد اجتماعي، اخلاقي و اقتصادي كه منشأ تخريب بنيانهاي انساني جامعه است نظير افزايش طلاق، تجاوز، روابط نامشروع و نامحرم، رشوه، ربا، سرقت، مواد مخدر، بيماريهاي روحي- رواني و... همگي ريشه در عدم شناخت خدا و عدم ايمان جدي به امام منتظر(عج) است و اين براي جامعه اسلامي ما كه اكثريت پيروان و دوستداران پيامبر(ص) و اهل بيت معصوم(ع) هستند به هيچ عنوان شايسته و زيبنده نيست، لذا هم مردم و هم مسؤولان، بويژه دستاندركاران مذهبي و فرهنگي جامعه بايد دست در دست هم به ارتقاي روحيه معنوي در قالب حركت به سمت "معرفت الهي" و "جامعه مهدوي منتظر" گام بردارند. براي رسيدن به جامعه مهدوي منتظر امام عصر(عج) لازم است در ابتدا جامعه شناخت خود نسبت به پروردگار عالم را افزايش دهد تا در سايهسار معرفت الهي، درك بيشتر و بهتري از جامعه مهدوي و ويژگيهاي منتظر حضرت مهدي موعود (عج) داشته باشد. بر اين اساس جامعه بايد طبق حديث نبوي ابتدا "خودشناسي" كند؛ پيامبراكرم(ص) فرمودند: "من عرف نفسه، فقد عرف ربه"؛ هركسي خود را شناخت، به تحقيق خدا را شناخته است، بنابراين تكتك آحاد جامعه ما بايد برنامهاي جدي براي خودشناسي، خداشناسي و امامشناسي داشته باشد. اين ميسر نخواهد شد، مگر اينكه اولا همه به اهميت اين موضوع آگاه شوند، ثانيا خود را از نگاه و رويكرد روتين و "روزمره" به دين و ظاهر آن خارج كرده و عزم جدي بر ورود بر باطن و عمق دين براي خود ايجاد كنند. علما و بزرگان دين كه هم عالم و هم عامل به احكام دين و سيره اهل بيت(ع) هستند، براي رسيدن به "خودشناسي"، "امامشناسي" و "خداشناسي" دستورالعملهاي كاربردي را مطرح كردهاند كه مهمترين آنها عبارت است از "انجام واجبات"، "ترك محرمات" و در مراحل بعدي "انجام مستحبات"، "ترك مكروهات" و همزمان با آنها، "مراقبه". انساني كه بتواند در كنار انجام واجبات از گناهان صغيره و كبيره دست بردارد و خود را تزكيه كند و در عين حال براي مصون ماندن از وسوسهها و دامهاي شياطين جن و انس، "مراقبه" را ملكه خود كند (تا مبادا آنچه رشته است را پنبه كند!)، توفيق انجام مستحبات و ترك مكروهات را نيز پيدا خواهد كرد. در اين راستا علما و بزرگان اهل معرفت توصيه ميكنند انسان در هفته حداقل يك بار در يك هيات يا جلسه مذهبي كه سخنراني اخلاقي ميشود حضور يابد يا به يك سخنراني اخلاقي گوش فرادهد، يا يك كتاب اخلاقي بخواند تا نفس سركش او فرصت طولاني براي همنوايي با وسوسههاي شيطاني پيدا نكند!
امروز شاهديم ابزارها و زمينههاي گناه بسيار زياد در جامعه وجود دارد؛ ماهواره، اينترنت، سيديهاي مستهجن و... در كنار كتابها و جريانهاي نوظهور التقاطي و عرفانهاي كاذب و دروغين افراد جامعه بويژه جوانان دختر و پسر را آماج حملات تحريكآلود خود قرار ميدهند و بدون شك تنها راه مقابله با اين تهاجم و به تعبير رهبر فرزانه انقلاب "شبيخون فرهنگي" اين است كه بايد معنويت، اخلاق و عرفان ناب شيعي را بسان آب زلال، جرعه جرعه به كام تشنه جامعه سرازير كرد و آن را به سمت "خودشناسي"، "خداشناسي" و "امامشناسي" سوق داد. بنابراين وقتي رويكرد جامعه (بويژه جوانان) به سمت مسائل پيشگفته متمايل شد، فضاي معنوي، جامعه را بيش از پيش فراخواهد گرفت و آن را به سمت جامعه مهدوي منتظر كه مورد پسند امام زمان(عج) و در نتيجه مورد رضايت ذات اقدس الهي است سوق خواهد داد و انشاءالله ضمن رفع مشكلات عديده مادي و معنوي آحاد مردم، زمينهسازي ظهور منجي عالم بشريت حضرت حجت بنالحسن(عج) را تسريع خواهد كرد.
نويسنده : مصطفي بخشي
منبع : روزنامه وطن امروز 1390/05/01
وي افزود: نصرت مالي يکي از انواع نصرت و ياري است که در طول تاريخ بسياري از انسانهاي بزرگ با بذل مال خود در راه حق، ماندگار شدند؛ در اين بين جايگاه حضرت خديجه(ع) به عنوان يکي از زنان بزرگ تاريخ که با بذل مال خود زمينه پويايي اسلام را فراهم آورد در صدر قرار دارد.
سخنران اين مراسم، نصرت اعتقادي و علمي را از ديگر وجوه نصرت و ياري اولياالله خواند و تصريح کرد: بزرگان علمي شيعه در طول تاريخ همواره در ياري اهل بيت(علیهم السلام) و نشر معارف ناب تشيع، کوشا بودند؛ شيخ مفيد از جمله علماي بزرگي بود که براي اثبات حقانيت ائمه(علیهم السلام) در مقابل کج رويهاي جامعه اسلامي مجاهدت فراواني داشت و در مکتب پربار خود علماي بزرگ ديگري همچون سيد رضي تدوينگر نهج البلاغه و سيد مرتضي و شيخ طوسي را پرورش داد.
ادامه مطلب...


